26 Ocak 2011 Çarşamba

«اندیشه های مسموم و دموکراسی در ایران»


Atila Fatih
گاهی در شهری مانند تهران وقتی به محیط پیرامون خود دقیق می شویم و مسائل مختلف و برخوردهای مردم حساسیت ما را بر می انگیزد، به افکار مسمومی بر می خوریم که تأسف برانگیز بوده و سئولات متعددی را در ذهن تداعی می نماید که آیا در تقویت این احساسات و افکار، حکومت مقصر است و آیا این افکار را حکومت به مردم تزریق می کند و این قاعده درباره مردمان ایران صادق است که مردم شبیه حکومتشان هستند، یا مردم ما چیزی غیر از حکومت خود می اندیشند و شایستگی این مردمان روزی آنها را به دموکراسی در سطح جامعه و حکومت سوق خواهد داد؟ آیا مردمان ایران باید به درجه ای از سطح فکری برسند که بتوانند افکار برتر را به حکومت تزریق نمایند یا این حکومت است که آنچه را که می اندیشد و به آن ایمان دارد در بین مردم نهادینه می کند؟ به راستی آیا روزی مردمان ایران روی دموکراسی به مفهوم واقعی آن را خواهند دید و آیا اندیشه شان باعث عدم دستیابی به ایده آل هایشان نخواهد شد؟
از مردمی که به برتری یک زبان بر زبان های دیگر عادت کرده اند، مردمی که سیاست های ناصحیح حکومتشان را خواسته و ناخواسته اجرا می کنند و دید منفی به فرهنگ و زبان ها و افکار غیر شبیه خود دارند چه انتظاری می توان داشت. مردمی که برای تفریح روزانه شان حاضرند اقوام و ملل دیگر را تحقیر نمایند و نوعی جدایی ایجاد نمایند، چگونه خواهند توانست پایه های دموکراسی را در این سرزمین ایجاد کنند. آیا مشکل حکومت ها هستند؟ حکومتی دیگر با این مردمان می تواند به دموکراسی سوق داده شود؟
همگی نیک می دانیم که یکدست کردن و شبیه سازی اجباری مردم راه ایجاد وحدت در این سرزمین کثیرالملله با اقوام و مردمانی دارای زبان و هویت متفاوت نیست. با نگاهی نه چندان عمیق به مسائل و ارتباطات بین مردم، این موضوع روشن خواهد شد که نوعی افکار نژادپرستانه و خود برتربینی در بین مردمان فارس زبان ایران نسبت به دیگر ملل و اقوام در ایران ایجاد شده است که باعث انشقاق و جدایی عمیق در بین ساکنین این سرزمین شده و ایران را با سرعت بیشتری در سراشیبی تجزیه قرار می دهد. موضع گرفتن در مقابل این واقعیت که مردمان ایران دارای فرهنگ ها و هویت ها و زبان های مستقل هستند، موضع گرفتن در مقابل اینکه همه زبان ها حق حیات دارند، حق رشد و بالندگی دارند، حق دارند در مدارس  و مراکز علمی و رسمی استفاده گردند، این فکر را تقویت می کند که مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی راهی عبث می پیماید. یک بلوچ و عرب و ترک و کرد و ترکمن و... حق دارد از خود بپرسد که چرا زبان من، فرهنگ من و... نباید به اندازه زبان و فرهنگ یک هموطن فارس ارزش و احترام داشته باشد. چرا من باید برای پیشرفت اعتلای زبان فارسی مالیات بپردازم و در مقابل راه را برای نابودی زبان و فرهنگ خود هموار نمایم.
تساوی حقوقی بین ملل ساکن در ایران نه تنها حکومت فارغ از اندیشه انحصارطلبانه می خواهد بلکه مردمانی را می خواهد که تنوع قومیتی و ملیتی را در ایران پذیرفته باشند و خود را از اندیشه های انحصارطلبانه و نژادپرستانه رهانیده باشند. ذوب کردن دیگر فرهنگ ها در یک فرهنگ و ریختن عناصری متفاوت در یک قالب نه باعث ایجاد وحدت و یکپارچگی می شود بلکه تخم نفرت و کینه را حتی در بین مردمان ساکن در این سرزمین می افکند و با تلنگری کوچک جدایی این ملت ها را که پیوندی دیرینه با هم دارند باعث می گردد.
به قول دکتر براهنی: « فارسی زبانی است زیبا، کسی منکر این زیبایی نیست، اما زبان هر کس برای او زیباست... شما و تمام مردمی که در داخل و خارج کشور نشسته اید، چه عنادی با واقعیت دارید که در کنار هم، با مشورت هم، یک شهر بزرگ مثل تهران و یک کشور بزرگ مثل ایران را از لحاظ فرهنگی و مدنی به واقعیت نزدیک نمی کنید؟ کی چشمانتیان را برای دیدن واقعیت باز می کنید؟ همینطور مبهوت نگاه می کنید، ولی آیا واقعا چیزی را هم می بینید؟»
به آنها که دم از آزادی بیان و اندیشه می زنند باید گفت: «اندیشه و بیان بدون آزادی زبانها چه معنایی دارد؟ زبان مادری هرکسی برای او ارزش دارد. محسنات چند زبانگی یک کشور را چرا در نتیجه سعایت موذیانه چند پان ایرانیست عقب مانده و نژادپرست که مدام بی آنکه از هم میهنان ترک و عرب خود خجالت بکشند، هزاران تهمت بی جا به آنها می زنند، نادیده می گیرند و فقط برای خنک کردن دل چند نژادپرست یاوه گو، کشور را به زندان ملیت های ستم دیده تبدیل می کنند؟»
آری این واقعیت است که مردمان ما هنوز لیاقت دموکراسی را ندارند و هنوز باید خود و اندیشه خود را از اندیشه های مسموم و نژاد پرستانه رهایی بخشند. مردمان این سرزمین آیینه تمام نمای حکومتشان در سطح بین المللی هستند. حکومتی انحصارطلب که تمامی دنیا، حتی همسنگران خود را نیز به  وحشت انداخته  است. راه برای تمرین دموکراسی باز است. اولین قدم این است که از خود بپرسیم که چرا به این روز گرفتار شده ایم و این افکار چیست که بر ما فائق آمده و ریشه های نژاد پرستی و خود برتربینی را محکم و محکم تر می کند.

1 yorum:

  1. çox sağolun bu değerli yazınız üçün
    Yaşasın Azerbaycan
    Yaşasın Traxtor
    Oxtay

    YanıtlaSil